الشيخ محمد علي الگرامي القمي

590

رساله توضيح المسائل (1390ش) (فارسى)

- متعدّى : شخص متجاوز و خسارت زننده بر ديگرى . - مُسكرات : چيزهاى مست كننده . - مِثْلى : چيزهايى كه همانند زياد دارد و مىتوان همانندش را بجاى او داد ، نظير پول طلا ، نقره ، اسكناس ، حبوبات ، برخى داروها ، مصنوعات ماشينى . - مَغْبون : شخص ضرر ديده . - منصرف : كلمه يا كارى كه ظاهر در چيز خاصّى باشد و عرف مردم از آن چنين بفهمند . - مُحْصِنْ و مُحْصِنَة : معناو شرايط آن در مسئله حدّ زنا ملاحظه شود . - مخمّس : مالى كه خمس آن داده شده است . - مثقال معمولى : 24 نخود ، در برابر مثقال شرعى است كه مقدار آن 18 نخود مىباشد . - مثقال صيرفى : همان مثقال معمولى است يعنى 24 نخود . - متجاهر به فسق : كسى كه علناً و بدون پرده‌پوشى گناه و فسق انجام مىدهد . - مُؤلّفه : آنها كه خواستار دوستيشان هستيم ، كسانى كه با دادن زكات و صدقات به آنان ، مىخواهيم به اسلام و مسلمانان در جنگ با كفّار متمايل و علاقه‌مند شوند . - مُتصوّر : چيز قابل درك و فهم و تصوّر . - مسافت شرعى : هشت فرسخ مستقيم يا رفت و برگشت . - منزل ( در باب نماز مسافر ) : مقصود توقّفگاههاى بين راه است كه معمولًا مسافرين مدّتى در آنجا منزل مىكنند نه منزل به معناى معروف آن . منصوب : تعيين شده از طرف مقام صالح شرعى . - موقوفٌ عليهم : افراد يا طبقات و يا اصنافى كه چيزى براى آنان وقف شده است . - مطلق زمين : هرگونه زمين ، اين تعبير درمسئله منع زن از ارث زمين‌هاى ملكى شوهر گفته شده و مقصود هرگونه زمين ، چه زمين خانه و مسكونى و يا غير آن مثل زمين باغ و كشت و زرع مىباشد . - محلّ اشكال است : اين جمله در مواردى به كار رفته كه مرجع تقليد نظر قطعى ابراز نداشته و در اين گونه موارد مقلّد مىتواند احتياط نمايد و يا به مرجع ديگرى با شرايطش مراجعه كند . - محلّ تأمّل است : نظير ( محلّ اشكال است ) مىباشد . - مجهول المالك : ملكى كه مالكش شناخته نشده است . - مُحارب : از ريشه حرب يعنى جنگ آمده ، كسى است كه با مردم و مقرّرات عمومى و